السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

144

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

علوم و نوشتن اخبار و سنن پرداخت و به درجاتى از علم و دانش رسيد كه كم‌تر كسى در اندلس قبل از او به آن دست يافته بود . وى مدّت‌ها مذهب شافعى داشت و بعد به عقيده‌ى ظاهريّه پيوست و در آن مرام افراط كرد . او تأليفات ارزشمند و فراوانى دارد كه درباره‌ى اصول و فروع فقه ، با اهداف و نتايجى ارزنده بر طبق مذهب و مرام خويش كه مرام داوودبن‌على ظاهرى باشد نوشته است . از قول تعداد زيادى از دانشمندان اندلس نقل شده است كه شمار آثار او در علوم فقه ، حديث ، اصول ، ملل و نحل ، تاريخ ، نسب ، ادبيات و ردّ بر مخالفان به حدود چهارصد جلد رسيده بود . اين شمار از تأليفات را در هيچ‌يك از دانشمندان اسلامى پيش از او جز ابوجعفر محمّدبن جرير طبرى سراغ نداريم . و اين توفيقات شامل حال هيچ‌كس نمىشود ، مگر از راه لطف و كرم الاهى و تأييدات نيكوى او . وى بهره‌ى فراوانى در علم نحو و لغت و بخش عظيمى از شعر و صناعت خطابه را دارا بود . من اين مقدار از اخبار اين مرد را در اين جا آوردم از آن‌جهت كه وى در اين ايّام ، از مشهورترين و پرآوازه‌ترين دانشمندان اندلس است كه به خاطر مخالفتش با مذهب مالكى ، نامش بيشتر بر سر زبان‌هاى دانشمندان است و امروز در اندلس پيروان فراوانى دارد . 2 - صديق حسن نام او را در رديف مجتهدان آورده و خلاصه‌ى گفتارش چنين است : يكى از آنان امام ابومحمّد ابن‌حزم ظاهرى است كه گويد : اگر بر روى زمين كسى را از خود داناتر نسبت به قرآن و حديث مىشناختم ، به سويش بار سفر مىبستم . شيخ اكبر ( ابن‌عربى ) در فتوحات در باب دويست و بيست و سه گويد : نهايت وصل و آخرين مرحله‌ى وصل ، آن است كه شيئى عين آن‌چيزى مىشود كه ظاهر است و نداند كه او همان است ، همان‌گونه كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم كه ابن‌حزم محدّث را در آغوش گرفته بود و هر يك در ديگرى پنهان شده و پيوسته با يك‌ديگر وحدت داشتند و او و رسول خدا يكى بودند ، و اين آخرين درجه‌ى وصول است كه از آن به اتّحاد تعبير مىشود . پايان كلام ابن‌عربى .